پرويز اذكائى

مقدمه ب

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

سريانى ) ما قبل اسلامى است كه قسمت اعظم آنها ، هم به دورهء اسلامى انتقال يافته - بخشى بيشين به زبان عربى نقل گرديده است . همان‌طور كه الفهرست ابن نديم را نوعى دائرةالمعارف و يكى از اسناد بسيار مهمّ و معتبر تاريخ فرهنگ و تمدّن اسلامى و از مراجع عمده و اساسى اسلامشناسى وصف نموده‌اند ، فهرست حاضر نيز اميد است كه دانشنامه‌اى جامع و سندى معتمد و مرجعى معتبر در تاريخ فرهنگ ، دين و دانش و حكمت و آداب ايرانى و يكى از دست‌نامه‌هاى ايرانشناسى بر شمار آيد . * * مؤلّف بايد اذعان كند كه در تأليف تعمّدا اين هدف را نداشته است كه پيوستگى فرهنگ ملّى و ادب مكتوب يا استمرار علوم و فنون مدوّن ايرانيان پيش از اسلام ، نتايج افكار و خلاصهء آراء ، تحوّل عقايد و تداوم آثار ، تأثير و نفوذ معارف ايشان را در دوران اسلامى نشان دهد . اگر كتاب حاضر چنين ويژگى هم داراست ، همانا خودبخودى رخ نموده ؛ به عبارت ديگر ، اين ويژگى از نفس موضوع ناشى مىشود ، هرجا كه « تاريخى » و « منطقى » در تحقيق به هم پيوند مىخورد ، نتيجهء بالفعل چنان خواهد بود كه بسا مقصد و مراد قبلى گزارنده و نويسنده نبوده است . پس موضوع فى نفسه حقيقتى است ، امر واقع تاريخى نيز همين است كه در تسلسل تاريخ فرهنگ ايرانى انقطاع رخ نداده است . بدين‌سان ، شايد بتوان گفت كه الفهرست ابن نديم ، ذيل و متمّم فهرست حاضر است ؛ زيرا آنچه وى در دائرةالمعارف خود به شرح و وصف آورده ، فى الغالب همانا آثار و نتايج افكار ايرانيان مسلمان شده‌اى است كه براثر انقلاب محمّدى ( ص ) از بندهاى ستم طبقاتى عهد ساسانى و سلطهء استبداد شاهنشاهى و از شرّ تحجّر مذهبى و فروبستگى فكرى و قيود « رژيم موبدى » ( به تعبير استاد شهيد مطهّرى - رح ) برستند و كارمايه‌هاى فكرى و معنوى ايشان آزادانه در بنيانگذارى تمدّن اسلامى و نوزايى فرهنگى ايران‌زمين مصروف گرديد . حكيم ابو الحسن عامرى نيشابورى ( م 381 ق ) كه تبار فرهنگى ايرانى او معروف است ، هم در اين خصوص گويد : « اما ايرانيان با آنكه در روزگار خسروان ساسانى از بنيانهاى پسنديده و آداب و سنن كهن برخوردار بودند ؛ و نسبت به حفظ رسوم عمران و آبادى عنايت بليغ مبذول داشته‌اند ، همانا دو بلاى بزرگ گريبانگير ايشان شد كه هيچ بدبختى و محنت دنيايى در شدّت و سختى به پاى آنها نرسد يكى آنكه موبدان ( روحانيان ) عموم مردم را با قهر و تشدّد از تحصيل حكمت الهى - كه بدان مىتوان به كمال انسانى رسيد و هم با كسب آن مىتوان به مراتب معنوى نائل شد - باز